لغت نامه دهخدا
پیرارسال. ( اِ مرکب، ق مرکب ) پیرار. سال پیش از سال گذشته. دو سال قبل از سال حاضر. سال پیش از پارسال. عام عام اول:
پیرارسال کو سوی ترکان نهاد روی
بگذاشت آب جیحون با لشکری گران.فرخی.
پیرارسال. ( اِ مرکب، ق مرکب ) پیرار. سال پیش از سال گذشته. دو سال قبل از سال حاضر. سال پیش از پارسال. عام عام اول:
پیرارسال کو سوی ترکان نهاد روی
بگذاشت آب جیحون با لشکری گران.فرخی.
پیرار، سال پیش از پارسال، دوسال پیش از امسال: پیرارسال کاو سوی ترکان نهاد روی/ بگذاشت آب جیحون با لشکری گران (فرخی: ۲۶۴ ).
پیرار سال پیش از سال گذشته
سال پیرار: پیر ارسال کو سوی ترکان نهاد روی بگذاشت آب جیحون بالشکری گران. ( فرخی )
دو سال پیش، در دو سال پیش.