صرفیون

لغت نامه دهخدا

صرفیون. [ ص َ فی یو ]( ع ص، اِ ) ج ِ صرفی در حالت رفع. رجوع به صرفی شود. مثال: صرفیون چنین کردند ما نیز چنین کنیم عبارتی است در آخر صیغه سازی ها میگفتند و حالا در تداول، گفتن این جمله تعبیر از تقلید صرف است، بی اندیشه و رویه فکری، نظیر: عادت بر این جاری است، سیره چنین است.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جمع صرفی. توضیح در عربی در حالت رفعی استعمال شود ولی در فارسی مراعات این قاعده نکنند.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز