پوسکلان
مترادفها
بیل مکانیکی
لغت نامه دهخدا
پوسکلان.( اِخ ) نام عشیرتی کرد ساکن در قضای کاخته از سنجاق ملاطیه از ولایت معمورة العزیز. ( قاموس الاعلام ترکی ).
جمله سازی با پوسکلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگران ساختمانی برای حفر گودالهای بسیار عمیق و جابجایی خاکهای سنگین در پروژههای بزرگ زیربنایی همواره از دستگاههای قدرتمند پوسکلان استفاده میکنند.
💡 مدیریت صحیح و نگهداری دورهای از تمامی قطعات دستگاه پوسکلان باعث افزایش طول عمر ماشینآلات و کاهش هزینههای تعمیرات در کارگاه میشود.
💡 اپراتور حرفهای باید حتماً آموزشهای لازم را برای کار با پوسکلان ببیند تا از بروز حوادث ناگوار در محیطهای عملیاتی جلوگیری شود.