پوست واشدن

لغت نامه دهخدا

پوست واشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بازشدن پوست. برکنده شدن پوست. تقشر. ( تاج المصادر بیهقی ). تقوب. تکشؤ. توسف. تقشقش. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

باز شدن پوست برکنده شدن پوست

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز