پوئیدنی

مترادف‌ها

خوردنی، قابل خوردن

لغت نامه دهخدا

پوئیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور پوئیدن. ازدر پوئیدن. || که پوئیدن آن ضرور است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران