پشتک زدن
مترادفها
پشتک زدن، وارو زدن
لغت نامه دهخدا
پشتک زدن. [ پ ُ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جستن شناوران به آب یا ورزشکاران بر زمین بدانگونه که در هوا بطول یکبار بگرد خود گردیده باشند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) معلق زدن.
پشتک زدن، وارو زدن
پشتک زدن. [ پ ُ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جستن شناوران به آب یا ورزشکاران بر زمین بدانگونه که در هوا بطول یکبار بگرد خود گردیده باشند.
( مصدر ) معلق زدن.