پسندنده
مترادفها
خوشایند، مطلوب، دلپذیر
لغت نامه دهخدا
پسندنده. [ پ َ س َ دَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه بپسندد.
فرهنگ عمید
آن که بپسندد، پسندکننده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پذیرنده قبول کننده.
خوشایند، مطلوب، دلپذیر
پسندنده. [ پ َ س َ دَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه بپسندد.
آن که بپسندد، پسندکننده.
( اسم ) پذیرنده قبول کننده.