پزائی تصویر معنی پزائی مترادفها خودنمایی، تظاهر متضادها فروتنی، تواضع لغت نامه دهخدا پزائی. [ پ َ ] ( حامص ) حالت و چگونگی آنچه زود پزد. پزا بودن: این نخود را بشرط پزائی خریدیم. کلمات مرتبط پلاسندگی پرواسیدگی پژمرندگی پرمدعائی پیخستندگی