پریشندگی

پریشندگی

پریشندگی در زبان فارسی یک واژه حاصل‌مصدر است که از ریشه «پریشیدن» یا «پریشان کردن» ساخته شده و به معنای حالت یا عمل به‌هم‌ریختگی، آشفتگی و پراکندگی به کار می‌رود. این واژه در منابع لغوی کهن مانند لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ عمید به عنوان «عمل پریشان کردن» یا «وضعیت پریشان بودن» تعریف شده است. از نظر معنایی، پریشندگی به حالتی اشاره دارد که در آن نظم، انسجام یا تمرکز از میان رفته و نوعی بی‌نظمی در افکار، احساسات یا اشیاء ایجاد شده باشد. این مفهوم می‌تواند هم در سطح ذهنی و روانی به کار رود و هم در توصیف وضعیت فیزیکی اشیاء یا محیط‌های نامنظم استفاده شود. در کاربرد روان‌شناختی، پریشندگی گاه برای بیان آشفتگی ذهنی یا عدم تمرکز فکری به کار می‌رود. از نظر ساختاری، این واژه از ترکیب «پریشان» با پسوند «ـگی» ساخته شده که در زبان فارسی برای بیان حالت یا کیفیت به کار می‌رود. بنابراین، پریشندگی یک اسم مصدر است که نتیجه یا حالت عمل پریشان کردن را نشان می‌دهد. در متون ادبی و علمی، این واژه اغلب در برابر مفاهیمی مانند نظم، انسجام و سامان قرار می‌گیرد. کاربرد آن در زبان فارسی بیشتر جنبه توصیفی دارد و برای بیان وضعیت‌های نامنظم یا آشفته به کار می‌رود. در یک تعریف جامع، این واژه به معنای حالت یا عمل به‌هم‌ریختگی، آشفتگی و فقدان نظم در افکار، اشیاء یا وضعیت‌ها است.

مترادف‌ها

آشفتگی، پراکندگی، حواس‌پرتی

متضادها

نظم، تمرکز

لغت نامه دهخدا

پریشندگی. [ پ َ ش َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل پریشیدن. عمل پریشان کردن.

فرهنگ معین

(پَ شَ دِ )(حامص. )عمل پریشان کردن.

فرهنگ عمید

عمل پریشیدن و پریشان کردن.

ویکی واژه

عمل پریشان کردن.

جمله سازی با پریشندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به دلیل حجم زیاد وظایف روزانه و فشار روانی شدید، او دچار پریشندگی ذهنی شده و نمی‌تواند روی کارهای مهم خود تمرکز کند.

💡 پریشندگی در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی می‌تواند منجر به اتلاف وقت و منابع مالی سازمان شود و در نهایت باعث شکست پروژه‌های استراتژیک گردد.

💡 او سعی داشت با نظم بخشیدن به زندگی شخصی و برنامه‌ریزی دقیق، از حالت پریشندگی و بی‌نظمی که در روزهای اخیر داشت خارج شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران