پرچروک
مترادفها
چروکیده، پرچین و چروک
فرهنگستان زبان و ادب
{rugose, rough, wrinkled} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگی با رگ بندی مشبک خیلی برجسته در هر دو طرف برگ
ویکی واژه
ویژگی برگی با رگبندی مشبک خیلی برجسته در هر دو طرف برگ.
جمله سازی با پرچروک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با گذشت سالهای متمادی و قرار گرفتن مداوم در معرض نور شدید آفتاب، پوست صورت پیرزن بسیار پرچروک شده و نشانههای پیری در آن نمایان گشته است.
💡 استفاده از کرمهای مرطوبکننده و ضدآفتاب میتواند به طور قابل توجهی از ایجاد چین و چروکهای پرچروک بر روی پوست حساس و نازک شما جلوگیری کند.
💡 او هر بار که در آینه به چهره خود نگاه میکرد، از دیدن خطوط پرچروک و خستگی که بر پیشانیاش نشسته بود، احساس ناراحتی شدیدی میکرد.