پرهیزانیدن
لغت نامه دهخدا
پرهیزانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) پرهیز دادن. تجنیب.
فرهنگ عمید
کسی را وادار به پرهیز از کاری یا چیزی کردن، پرهیز دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرهیز دادن تجنب.
پرهیزانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) پرهیز دادن. تجنیب.
کسی را وادار به پرهیز از کاری یا چیزی کردن، پرهیز دادن.
( مصدر ) پرهیز دادن تجنب.