پرحافظه
مترادفها
حافظه قوی، خوشحافظه
متضادها
فراموشکار
لغت نامه دهخدا
پرحافظه. [ پ ُ ف ِ ظَ / ظِ ] ( ص مرکب ) که یاد بسیار دارد. که حافظه قوی دارد. که بسیار چیز بیاد تواند سپرد و بیاد تواند آورد. ذِکّیر.
فرهنگ عمید
آن که حافظۀ قوی دارد، کسی که مطالب بسیار به یاد دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) که حافظه ای نیرومند دارد و چیزهای زیاد بیاد میسپارد.