پر فکر

لغت نامه دهخدا

پرفکر. [ پ ُ ف ِ ] ( ص مرکب ) پراندیشه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر اندیشه.

جمله سازی با پر فکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه غم بیگانگان دارم نه فکر دوستان تا به یادم آمدی عالم مرا از یاد رفت

💡 دنیی و عقبی تماشاگاه اهل غفلت است ما خداجویان ز فکر این و آن آسوده‌ایم

💡 محیی با این زندگانی گر گمان داری که تو راه حق رفتی یقین میدان نه، فکر باطل است

💡 تنم گداخته شد در عنا چو موم از فکر که آتش از چه فتاده است در دل فولاد

💡 من مانند مارکس معتقدم که تضاد اجتماعی خلقت صرف انسان بدون ریشه، در شرایط مادی انسان نیست. اما بر خلاف مارکس، من فکر می‌کنم که دقیقاً به این دلیل که چنین مبنایی تعارض دارد، نه با تصمیم انسان برای انجام آن و نه با تکامل اجتماعی بشر نمی‌توان آن را از بین برد.

💡 در آن زمان جان عضو گروه کوآریمن بود که بعدها به بیتلز تغییر پیدا می‌کند. در سال ۱۹۵۸ جان و پل به فکر ایجاد یک گروه راک می‌افتد که به بیتلز تغییر می‌کند.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز