پرارادت

مترادف‌ها

بسیار مشتاق، مخلص

متضادها

بی‌اراده، بی‌علاقه، بی‌اعتنا

لغت نامه دهخدا

پرارادت. [ پ ُ اِ دَ ] ( ص مرکب ) باخلوص و حسن نیتی بسیار:
بر کوشیار آمد از راه دور
دلی پرارادت سری پرغرور.سعدی.

جمله سازی با پرارادت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در تمام طول زندگی خود، به عنوان یک دوست پرارادت و وفادار در کنار استاد خود ایستاد و همواره از او حمایت کرد.

💡 آن شاعر پرارادت، اشعار خود را با عشقی عمیق به وطن سرود که باعث شد در میان مردم محبوبیت بسیار زیادی در سراسر کشور پیدا کند.

💡 ما برای آن رهبر بزرگ، که همواره با روحیه‌ای پرارادت و شجاعانه در برابر سختی‌ها ایستادگی کرد، احترام و قدردانی بی‌کرانی داریم.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران