پخشگر
مترادفها
بازیگر، نمایشگر
فرهنگستان زبان و ادب
{diffuser} [حمل ونقل هوایی، فیزیک] [حمل ونقل هوایی] مجرا یا محفظه ای با نیم رخ انبساطی که از سرعت فروصوتی سیال میکاهد و بر فشار آن میافزاید [فیزیک] وسیله ای در مکانیک شاره ها که با تغییر سطح مقطع مجرای عبور، سرعت شارش را کاهش می دهد
جمله سازی با پخشگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرکتهای بزرگ رسانهای همواره به دنبال استخدام یک پخشگر ماهر و با تجربه هستند تا بتوانند محتواهای دیجیتال خود را به درستی به مخاطبان گسترده در سراسر جهان برسانند.
💡 این پخشگر دیجیتال با استفاده از پروتکلهای پیشرفته شبکه، قادر است سیگنالهای تصویری با کیفیت بسیار بالا را بدون هیچگونه تأخیری به دستگاههای گیرنده منتقل نماید.
💡 در سیستمهای توزیع سنتی، نقش پخشگر بسیار حیاتی است زیرا او مسئولیت مدیریت جریان کالا و اطمینان از رسیدن محصولات به دست مصرفکنندگان نهایی را بر عهده دارد.