پایش راداری

مترادف‌ها

رصد راداری، نظارت راداری

فرهنگستان زبان و ادب

{radar monitoring} [حمل ونقل هوایی] یکی از انواع خدمات راداری ارائه دهندۀ اطلاعات و توصیۀ لازم درصورت انحراف جدی هواگرد از رد سیر (track ) مشخص شده و تداخل احتمالی شدآمد یا تقرب به کمک دستگاه از نقطۀ شروع تقرب نهایی به سمت باند

ویکی واژه

یکی از انواع خدمات راداری ارائه‌دهندۀ اطلاعات و توصیۀ لازم درصورت انحراف جدی هواگرد از رد سیر (track) مشخص‌شده و تداخل احتمالی شدآمد یا تقرب به کمک دستگاه از نقطۀ شروع تقرب نهایی به‌سمت باند.

جمله سازی با پایش راداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تیم‌های متخصص هواشناسی با استفاده از پایش راداری مداوم، تغییرات ناگهانی در فشار هوا و حرکت ابرهای باران‌زا را در منطقه زیر نظر دارند.

💡 سیستم‌های پیشرفته پایش راداری در مرزهای کشور، نقش بسیار حیاتی در شناسایی پرنده‌های مهاجر و جلوگیری از ورود هواپیماهای غیرمجاز ایفا می‌کنند.

💡 برای جلوگیری از برخورد هواپیماها در شرایط جوی نامساعد، پایش راداری دقیق و لحظه‌ای تمامی مسیرهای پروازی در این منطقه بسیار ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران