پاسگان

مترادف‌ها

نگهبان، پاسدار

فرهنگستان زبان و ادب

{guard, garde (fr. )} [عمومی] گروه مسلحی که پاسداری از مکان یا مقامی را بر عهده داشته باشد یا در اجرای مراسم تشریفاتی شرکت کند

ویکی واژه

گروه مسلحی که پاسداری از مکان یا مقامی را بر عهده داشته باشد یا در اجرای مراسم تشریفاتی شرکت کند.

جمله سازی با پاسگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران باستان، پاسگان‌های امپراتوری با دقت بسیار زیادی از مرزهای وسیع کشور در برابر حملات دشمنان بیگانه و قبایل متخاصم محافظت می‌کردند.

💡 نگهبان یا همان پاسگان قلعه، وظیفه داشت تا در تمام طول شب بیدار بماند و از ورود افراد غیرمجاز به محوطه اصلی قلعه جلوگیری کند.

💡 داستان‌های قدیمی حکایت از پاسگان‌های شجاعی دارند که جان خود را فدای پادشاه و امنیت شهر در زمان جنگ‌های سخت و طاقت‌فرسا کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران