وهن افکندن

مترادف‌ها

ضعیف کردن، سست کردن، ناتوان کردن

متضادها

تقویت کردن، نیرو بخشیدن، استوار ساختن

فرهنگ معین

( ~. اَ کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.

ویکی واژه

تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.

جمله سازی با وهن افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تلاش کرد تا با سخنان تند و گزنده خود، عزت و احترام رقیبش را در برابر جمع از بین ببرد و باعث وهن افکندن او شود.

💡 هیچ انسانی نباید با استفاده از قدرت و نفوذ خود، تلاش کند تا شخصیت و کرامت دیگران را تخریب کرده و وهن افکندن اعمال کند.

💡 در آن داستان قدیمی، پادشاه سعی داشت با اعمال ظالمانه خود، غرور ملت‌ها را بشکند و برای همه آن‌ها وهن افکندن را هدف قرار دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران