وهن افکندن
مترادفها
ضعیف کردن، سست کردن، ناتوان کردن
متضادها
تقویت کردن، نیرو بخشیدن، استوار ساختن
فرهنگ معین
( ~. اَ کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.
ویکی واژه
تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.
ضعیف کردن، سست کردن، ناتوان کردن
تقویت کردن، نیرو بخشیدن، استوار ساختن
( ~. اَ کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.
تولید ضعف و سستی و ناهمواری کردن.