ولایت پیمای
مترادفها
پیرو ولایت، فرمانبردار ولایت
متضادها
ولایتگریز، نافرمان
لغت نامه دهخدا
ولایت پیمای. [ وَ / وِ ی َ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) پیماینده ولایت. طی کننده ولایت:
اسب او را چه لقب ساخته اند
مملکت گیر و ولایت پیمای.فرخی.
فرهنگ فارسی
پیماینده ولایت طی کننده ولایت.
جمله سازی با ولایت پیمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن دسته از مؤمنان که ولایت پیمای و وفادار به مسیر حق هستند، در برابر سختیها و فتنههای روزگار، هرگز از جایگاه خود عقبنشینی نمیکنند.
💡 در اشعار عرفانی، از شخصیتهای ولایت پیمای که در مسیر عشق الهی گام برمیدارند، با تعظیم و احترام فراوان یاد میشود و از آنها ستایش میگردد.
💡 یک جامعه ولایت پیمای میتواند با تکیه بر اصول اخلاقی و وفاداری به ارزشهای انسانی، به ثبات و آرامش پایدار در تمامی عرصهها دست یابد.