وقوره

مترادف‌ها

باوقار، متین، با ابهت

لغت نامه دهخدا

( وقورة ) وقورة. [ وُ رَ ] ( ع مص ) وَقَر. نشستن. ( منتهی الارب ). || باوقار نشستن. در خانه نشستن. ( اقرب الموارد ). رجوع به وقر و وقور شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران