وقاعه

مترادف‌ها

جنگ، نبرد، واقعه، حادثه، درگیری، آشوب

متضادها

صلح، آرامش

لغت نامه دهخدا

( وقاعة ) وقاعة. [ وَق ْ قا ع َ ] ( ع ص ) مرد غیبت کننده مردم را.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وقّاع شود.

فرهنگ فارسی

مرد غیبت کننده مردم را

کلمات مرتبط