وشگون

لغت نامه دهخدا

وشگون. [ وِ ] ( اِ ) در تداول، نشکون. نشکنج. نخجل. نشگون. نیشگون. قرض. منگش. ( یادداشت مؤلف ).
- وشگون گرفتن؛ نشگون گرفتن. شکنجیدن.

فرهنگ عمید

= نشگون

فرهنگ فارسی

در تداول نشکون نشکنج نخجل

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز