وسیمات
مترادفها
ویژگیها، مشخصات، نشانهها
لغت نامه دهخدا
وسیمات. [ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِوسیمة. ( منتهی الارب ) ( المنجد ) رجوع به وسیمة شود.
فرهنگ فارسی
جمع وسیمه
جمله سازی با وسیمات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنرمندان نقاش در آثار کلاسیک خود، با دقت بسیار زیادی تمام وسیمات صورت مدل را با استفاده از رنگها و سایهروشنهای مختلف به تصویر میکشیدند.
💡 در داستانهای عاشقانه قدیمی، نویسندگان همیشه به توصیف دقیق وسیمات چهره قهرمان داستان برای ایجاد حس زیبایی در ذهن خوانندگان توجه ویژهای داشتند.
💡 با وجود تغییرات زمانی و گذشت سالها، آن وسیمات خاص و متمایز صورت او هنوز هم به خوبی در حافظه دوستان قدیمیاش باقی مانده است.