ورخاستن
مترادفها
بلند شدن، برخاستن، پاشدن
متضادها
نشستن، خوابیدن
لغت نامه دهخدا
ورخاستن. [ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) برخاستن. ( آنندراج ). برخاستن و بلند شدن و برآمدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برخاستن شود.
بلند شدن، برخاستن، پاشدن
نشستن، خوابیدن
ورخاستن. [ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) برخاستن. ( آنندراج ). برخاستن و بلند شدن و برآمدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برخاستن شود.