وراف تصویر معنی وراف لغت نامه دهخدا وراف. [ وَرْ را ] ( ع ص ) سبز. || سبز روشن. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی سبز سبز روشن کلمات مرتبط سبز و خرم علف سبز اخضار وریهه رحرح گزارش محتوای نامناسب