وذاب تصویر معنی وذاب مترادفها ذوب شد، گداخت، آب شد لغت نامه دهخدا وذاب. [ وِ ] ( ع اِ ) شکنبه ها و روده ها، واحد ندارد. || دسته های راویه و گوشه های آن. || روده هایی که در آنهاشیر میریزند تا فوراً منجمد گردد. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط بزیم قعاع عکیس سناب جرعاء حشک رفاض