واپس تافتن
مترادفها
بازگشتن، برگشتن
لغت نامه دهخدا
واپس تافتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) رو به عقب کردن.
جمله سازی با واپس تافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امیدوارم که پس از گذشت این دوران سخت و پر از ناامیدی، آرامش و صلح پایدار سرانجام به این منطقه جنگزده و ویران واپس تافتد.
💡 با گذشت سالهای طولانی و تغییر فصلها، تمام آن خاطرات شیرین و خوشایند دوران کودکی دوباره در ذهن او زنده شد و واپس تافت.
💡 بسیاری از مردم امیدوارند که با اصلاح قوانین و اجرای عدالت، شکوه و عظمت گذشته دوباره به جامعه و زندگی مردم واپس تافتد.