لغت نامه دهخدا
واشور. ( اِ ) جامه نهاده برای تبدیل جامه ای که در بر است. ( از یادداشت مؤلف ).جامه اضافی برای تبدیل. گویند: دو جامه یا لباس ها شورواشور خریدم، یعنی تا یکی را در بر کنم و دیگری را بنهم و نگهدارم برای تبدیل. ( از یادداشت مؤلف ).
واشور. ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده بخش قروه شهرستان سنندج که در 14 هزارگزی مشرق گل تپه و 2 هزارگزی شمال وصله قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی وسردسیر با 300 تن سکنه. و زبان مردم آن ترکی است. از آب چشمه و قنات مشروب میشود. محصول آنجا غلات و حبوبات و انگور و مختصری صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).