واحد کاوش

فرهنگستان زبان و ادب

{excavation unit} [باستان شناسی] نقطه ای که برای اولین بار غالباً به صورت تاشه یا یک مربع یا شبکه با اندازۀ استاندارد یا شاخصه ای مثل یک کف اتاق کاوش می شود

ویکی واژه

نقطه‏ای که برای اولین‏بار غالباً به‌صورت تاشه یا یک مربع یا شبکه با اندازۀ استاندارد یا شاخصه‏ای مثل یک کف اتاق کاوش می‌شود.

جمله سازی با واحد کاوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تیم اعزامی از واحد کاوش، با تجهیزات پیشرفته و نقشه‌های دقیق، وارد منطقه ممنوعه شدند تا آثار باستانی پنهان شده را پیدا کنند.

💡 مدیریت پروژه دستور داد که واحد کاوش سریعاً عملیات زمین‌یابی را در منطقه مورد نظر برای استخراج منابع معدنی آغاز نماید.

💡 هر واحد کاوش باید دارای متخصصان آموزش‌دیده در زمینه‌های مختلف از جمله زمین‌شناسی و باستان‌شناسی برای موفقیت در ماموریت‌های خود باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران