وا ایستدن

لغت نامه دهخدا

واایستدن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) واایستادن. رجوع به واایستادن شود. انتهاء. ( تاج المصادر بیهقی ). انقداع. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - ایستادن. ۲ - امتناع کردن.
وا ایستادن. انقداع