هیض

لغت نامه دهخدا

هیض. [ هََ ] ( ع مص ) شکستن استخوان از پس جبر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). باز شکستن استخوان را بعد گرفتگی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کسر بعد از جبر. ( بحر الجواهر ). || سرگین انداختن مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || بازگردان کردن بیماری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). دردی بر دردی. ( بحر الجواهر ). هیض مرض؛ گرفتار کردن بیماری کسی را پی در پی. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شکستن استخوان از پس جبر باز شکستن استخوان را بعد گرفتگی

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز