لغت نامه دهخدا
هزوم. [ هَُ ]( ع اِ ) ج ِ هزم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به هزم شود. || ج ِ هزمة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ِ هزمه، به معنی هر جای نشیب و مغاک. ( آنندراج ). رجوع به هزمة شود. || ( مص ) به صبح نزدیک گردیدن شب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هزوم. [ هََ ] ( ع ص ) قوس هزوم؛ کمان سخت آواز. ( منتهی الارب ).