هزارخوابه

هزارخوابه

هزارخوابه واژه‌ای است که در متون قدیم فارسی به کار رفته و به صورت کنایه از کسی با چشمانی بسیار خواب‌آلود یا کسی که زیاد می‌خوابد به کار می‌رود. این اصطلاح بیشتر در ادبیات کلاسیک و اشعار شاعران بزرگ دیده شده است و نشان‌دهنده حالت چشمانی که خواب آلود، سنگین یا همیشه در حال خواب است، می‌باشد. استفاده از واژه هزارخوابه معمولاً به شکل تمثیلی یا کنایی است و نه به معنای واقعی هزار شب خوابیدن، بلکه برای تأکید بر خواب‌آلودگی شدید یا خستگی مفرط به کار می‌رود. در شعر و ادب فارسی، چنین تعبیراتی برای بیان حالات درونی انسان یا ویژگی‌های ظاهری او مورد استفاده قرار می‌گیرد و جلوه‌ای هنری و خیال‌انگیز به متن می‌بخشد. برای مثال، در شعری آمده است که «این دیده‌ای که شب‌ها بودی هزارخوابه»، به معنای چشمانی است که با وجود گذشت شب‌های بسیار، همچنان خواب‌آلود یا خسته است و نمی‌تواند بیدار بماند. این کنایه نشان‌دهنده زیادی خواب، تنبلی یا خستگی عمیق است و در ادبیات فارسی برای تقویت تصویر ذهنی و احساس شاعرانه کاربرد دارد. همچنین هزارخوابه ممکن است برای اشاره به کسی که توجه کافی ندارد یا از واقعیت‌ها غافل است نیز به کار رود، زیرا خواب‌آلود بودن به نوعی از غفلت یا عدم حضور ذهن نیز تداعی می‌کند.

لغت نامه دهخدا

هزارخوابه. [ هََ / هَِ خوا / خا ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی ) کنایت از چشم بسیارخواب. ( آنندراج ):
بعدِ هزار شب هم اکنون شبی نخسپد
این دیده ای که شبها بودی هزارخوابه.امیرخسرو دهلوی.

جمله سازی با هزارخوابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در آن فضای آرام و هزارخوابه، غرق در رویاهایی بود که گویی هیچ واقعیتی در این دنیای پر از هیاهو آن‌ها را نمی‌تواند لمس کند.

💡 شاعر با استفاده از توصیفات هزارخوابه و لطیف، توانست اتمسفر جادویی و رویایی داستان خود را به زیبایی برای خوانندگان ترسیم نماید.

💡 آن شهر کوچک و قدیمی در میان مه، شبیه به یک دنیای هزارخوابه بود که انگار زمان در آن متوقف شده و به حرکت درنیامده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران