هرهار
لغت نامه دهخدا
هرهار. [ هََ ] ( ع ص ) بسیار از آب و شیر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بسیار خندنده. ( منتهی الارب ). ضحاک در امر باطل. بیهوده خند. ( از اقرب الموارد ). || گوشت لاغر. ( منتهی الارب ). اللحم الغث. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با هرهار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام روز را به صورت هرهار و بدون برنامه مشخصی در خیابانها قدم میزد و هیچ فعالیت سازندهای برای آینده خود انجام نمیداد.
💡 نباید اجازه داد که زمان و انرژی ارزشمند ما به صورت هرهار و بیهوده درگیر کارهای بیاهمیت و غیرضروری در زندگی شود.
💡 برخی افراد در مدیریت منابع مالی خود دچار مشکل هستند و پولهای خود را به صورت هرهار و بدون برنامهریزی در کارهای غیرضروری خرج میکنند.