هراساندن
مترادفها
ترساندن، بیم دادن، هول کردن، وحشتزده کردن
متضادها
آرام کردن، تسکین دادن، دلگرم کردن
لغت نامه دهخدا
هراساندن. [ هََ دَ ] ( مص ) ترسانیدن. هراسانیدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هراسانیدن شود.
ترساندن، بیم دادن، هول کردن، وحشتزده کردن
آرام کردن، تسکین دادن، دلگرم کردن
هراساندن. [ هََ دَ ] ( مص ) ترسانیدن. هراسانیدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هراسانیدن شود.