نیکو اداب
مترادفها
آداب نیکو، ادب، اخلاق خوب
متضادها
بد اداب، بیادبی
لغت نامه دهخدا
( نیکوآداب ) نیکوآداب. ( ص مرکب ) خوش اخلاق. مؤدب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نیکوادب شود.
فرهنگ فارسی
( نیکو آداب ) ( صفت ) خوش اخلاق مودب.
آداب نیکو، ادب، اخلاق خوب
بد اداب، بیادبی
( نیکوآداب ) نیکوآداب. ( ص مرکب ) خوش اخلاق. مؤدب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نیکوادب شود.
( نیکو آداب ) ( صفت ) خوش اخلاق مودب.