نیازاده
مترادفها
نوزاد، تازه متولد شده
متضادها
پیر
لغت نامه دهخدا
نیازاده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) پسرزاده. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه )؟ رجوع به نواده شود.
نوزاد، تازه متولد شده
پیر
نیازاده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) پسرزاده. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه )؟ رجوع به نواده شود.