نپائیدن

لغت نامه دهخدا

نپائیدن. [ ن َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل پائیدن. رجوع به پائیدن شود:
نابوده که بوده شود نپاید
زین است جهان در زوال و سیلان.ناصرخسرو.

جمله سازی با نپائیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عشق و محبت خالصانه در دل‌های انسان‌های نیکوکار، همچون شکوفه‌هایی است که در باغ‌های رحمت خداوند هیچ‌گاه دچار نپائیدن و زوال نمی‌شوند.

💡 امید به آینده روشن، حتی در سخت‌ترین شرایط زندگی، باعث می‌شود که روح انسان با قدرت و نپائیدن به مسیر خود ادامه دهد.

💡 زیبایی‌های طبیعت در فصل بهار با شکوفایی گل‌ها، نمایانگر قدرت نپائیدن حیات در چرخه بی‌پایان هستی و بقای موجودات زنده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران