نوساله
لغت نامه دهخدا
نوساله. [ ن َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز، در 21 هزارگزی جنوب شرقی بستان آباد و 1/5 هزارگزی جاده میانه به تبریز، در جلگه سردسیری واقع است و 169 تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و یونجه، شغل مردمش زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با نوساله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بررسیهای زیستشناسی، مشاهده شد که نوساله حیوانات در محیطهای کنترلشده رشد سریعتر و با سلامت بیشتری نسبت به محیطهای طبیعی دارند.
💡 پزشکان تأکید میکنند که مراقبتهای ویژه از نوساله حیوانات در هفتههای اول زندگی، نقش بسیار مهمی در بقای آنها و تکثیر گونه دارد.
💡 پژوهشگران برای درک چرخه حیات، رفتارهای نوساله پستانداران را در گروههای کوچک تحت نظارت دقیق علمی و میدانی مورد مطالعه قرار میدهند.