نهلان

لغت نامه دهخدا

نهلان. [ ن َ ] ( ع ص ) آب خورنده. ( منتهی الارب ). شارب. ( اقرب الموارد ). || سیراب. ( منتهی الارب ). ریان. ج، نهلی. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || تشنه. ( منتهی الارب ). عطشان. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). ج، نَهلی ̍.

سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز