«نقاب برافکندن» یک اصطلاح فارسی است که به معنای «پردهبرداری» یا «آشکار کردن حقیقت» به کار میرود. این عبارت به طور خاص به عمل کنار زدن نقاب یا پوشش از چهره یا موضوعی اشاره دارد تا حقیقت یا واقعیت آن نمایان شود. در ادبیات فارسی، این اصطلاح میتواند به معنای فاش کردن رازها یا نشان دادن واقعیتهای پنهان نیز به کار رود. به عنوان مثال، وقتی کسی «نقاب برافکند»، به معنای آن است که او به طور صریح و واضح به بیان حقیقتی میپردازد که ممکن است قبلاً پنهان بوده باشد. این عبارت در متون ادبی و شعر فارسی به وفور یافت میشود و به نوعی به مفهوم شجاعت در بیان حقیقت و عدم ترس از واکنشهای احتمالی دیگران اشاره دارد. به طور کلی، «نقاب برافکندن» به معنای آشکار کردن واقعیتها و نشان دادن چهره واقعی یک موضوع یا فرد است.
نقاب برافکندن
لغت نامه دهخدا
نقاب برافکندن. [ ن ِ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نقاب از رخ برگرفتن. رخ نمودن. ظاهر شدن. پدیدار گشتن. نمایان شدن:
نقاب برفکن و آتشی به جانم زن
ز دیده تر من همچو شمع آب بریز.خاقانی.نظارگان مصر بریدند دست از آنک
یوسف نقاب طلعت غرا برافکند.خاقانی.گر وفا از رخ برافکندی نقاب
بس نثارا کآن زمان افشاندمی.خاقانی.نفحات صبح دانی به چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی.سعدی.چو گل نقاب برافکند و مرغ هوهو زد
منه ز دست پیاله چه می کنی هی هی.حافظ ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نقاب از رخ بر گرفتن. رخ نمودن. ظاهر شدن. پدیدار گشتن. نمایان شدن.