نفس گسستن

لغت نامه دهخدا

نفس گسستن. [ ن َ ف َ گ ُ س َس ْ ت َ ] ( مص مرکب ) نفس از کسی گسستن یا نفس کسی را گسستن؛ نفس او را قطع کردن. به حیاتش پایان دادن. کشتن. میراندن:
اگر شهریاری و گر زیردست
چو از تو جهان این نفس را گسست.فردوسی. || نفس بریدن. مردن:
طوطئی زآن طوطیان لغزید و پس
اوفتاد و مرد و بگسستش نفس.مولوی.|| خاموش شدن. ساکت شدن.

فرهنگ فارسی

نفس از کسی گسستن یا نفس کسی را گسستن: نفس او را قطع کردن. به حیاتش پایان دادن. کشتن. میراندن. یا نفس بریدن. مردن.

چای یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
سیه مو یعنی چه؟
سیه مو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز