نغرقه

مترادف‌ها

غرق کردن، فرو بردن

متضادها

نجات دادن

لغت نامه دهخدا

( نغرقة ) نغرقة. [ ن ُ رُ ق َ ] ( ع اِ ) توک موی پیچیده و مرغول کرده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قصیبةالشعر. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط