لغت نامه دهخدا
نغاک. [ ن ِ ] ( ص ) ابله. نادان. حرام زاده را نیزگویند و به عربی ولدالحرام خوانند. ( برهان قاطع ). مصحف فغاک است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فغاک شود.
نغاک. [ ن ِ ] ( ص ) ابله. نادان. حرام زاده را نیزگویند و به عربی ولدالحرام خوانند. ( برهان قاطع ). مصحف فغاک است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فغاک شود.
(نِ ) (ص. ) ۱ - نادان، ابله. ۲ - حرامزاده.
نادان، ابله.
حرامزاده.