لغت نامه دهخدا
نظام الدین قمری. [ ن ِ مُدْ دی ن ِ ق ُ ] ( اِخ ) از شعرای قرن هفتم اصفهان و با کمال الدین اسماعیل و اثیرالدین اومانی معاصر است و به روایت مؤلف عرفات مداح آل صاعد و نیز ابوبکربن سعد زنگی بوده است. او راست:
سرگشته دلم در آرزوئی مانده ست
در چنبر زلف ماه روئی مانده ست
این شیر همیشه بود زنجیرگسل
و امروز چنین بسته به موئی مانده ست.
به خدائی که دست قدرت او
آرد از شاخ خشک میوه تر
که مرا بی رخت شراب مباد
نیست جز آب چشم و خون جگر.
( از مجمعالفصحا چ مصفا ج 3 ص 1410 ) ( صبح گلشن ص 529 ) ( قاموس الاعلام ج 6 ).