لغت نامه دهخدا
نطوق. [ ن ُ ] ( ع مص ) بر زبان راندن حرفی یا سخنی را که از آن معنی مفهوم گردد. ( آنندراج ). نطق. ( از متن اللغة ). منطق. ( متن اللغة ). رجوع به نُطق شود.
نطوق. [ ن ُ ] ( ع مص ) بر زبان راندن حرفی یا سخنی را که از آن معنی مفهوم گردد. ( آنندراج ). نطق. ( از متن اللغة ). منطق. ( متن اللغة ). رجوع به نُطق شود.
(نُ ) [ ع. ] (اِمص. ) سخن گویی.
سخن گفتن، حرف زدن
۱ - ( مصدر ) سخن گفتن. ۲ - ( اسم ) سخن گویی.
سخن گویی.