نشیمنگه
مترادفها
جای نشستن، نشستگاه
لغت نامه دهخدا
نشیمنگه. [ ن ِ م َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نشیمنگاه. جای نشیمن. رجوع به نشیمن و نشیمنگاه شود:
چه کردید ایدر نه جای شماست
که ز آن سو نشیمنگه اژدهاست.اسدی.
جمله سازی با نشیمنگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طراحی مدرن خانههای امروزی، نشیمنگه معمولاً به گونهای چیدمان میشود که همزمان فضایی برای استراحت و مکانی برای گفتگو با دوستان باشد.
💡 پدربزرگ همیشه در همان نشیمنگه قدیمی و دنج خانه، در حالی که چای داغ مینوشید، خاطرات دوران جوانی خود را برای ما تعریف میکرد.
💡 برای ایجاد یک محیط گرم و صمیمی در آپارتمان کوچک خود، من تصمیم گرفتم نشیمنگه را با رنگهای روشن و مبلمان نرم بازسازی کنم.