نشکافتنی
مترادفها
شکستنیناپذیر، تخریبناپذیر، استوار
متضادها
شکافتنی، تجزیهپذیر
لغت نامه دهخدا
نشکافتنی. [ ن َ ت َ / ن َ ش ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که نتوان آن را شکافت. مقابل شکافتنی رجوع به شکافتنی شود.
شکستنیناپذیر، تخریبناپذیر، استوار
شکافتنی، تجزیهپذیر
نشکافتنی. [ ن َ ت َ / ن َ ش ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که نتوان آن را شکافت. مقابل شکافتنی رجوع به شکافتنی شود.