نشاعه
مترادفها
گسترش، انتشار، اشاعه
لغت نامه دهخدا
( نشاعة ) نشاعة. [ ن ُ ع َ ]( ع اِ ) آنچه به دست برکشی و بیندازی آن را. ( منتهی الارب ). آنچه با دست برکشند و دور اندازند. ( ناظم الاطباء ). آنچه با دست برکنند و بیفکنند. ( از المنجد ).
گسترش، انتشار، اشاعه
( نشاعة ) نشاعة. [ ن ُ ع َ ]( ع اِ ) آنچه به دست برکشی و بیندازی آن را. ( منتهی الارب ). آنچه با دست برکشند و دور اندازند. ( ناظم الاطباء ). آنچه با دست برکنند و بیفکنند. ( از المنجد ).