نسیدن
مترادفها
نشستن، مستقر شدن
متضادها
برخاستن، بلند شدن، حرکت کردن
لغت نامه دهخدا
نسیدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) نهادن. گذاشتن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( شعوری ج 2 ص 391 ).
نشستن، مستقر شدن
برخاستن، بلند شدن، حرکت کردن
نسیدن. [ ن َ دَ ] ( مص ) نهادن. گذاشتن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( شعوری ج 2 ص 391 ).